close
چت روم
Code center
کودک و نوجوان
https://telegram.me/CentralSky


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
:: برای اطلاع از بروزرسانی کتابخانه الکترونیکی در خبرنامه عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود:

نرم افزار مشاهده ی فایل های PDF

Foxit Reader :: یک نرم افزار ساده و بسیار سبک جهت باز کردن فایلهای با فرمت PDF و با به اصطلاح فارسی کتابهای الکترونیکی میباشد. این نرم افزار 450 میلیون کاربر فعال در سراسر جهان دارد و به دلیل سبکی و راحتی برنامه، کاربران آن را به هر نرم افزار مشابه دیگری ترجیح میدهند. جهت دانلود این نرم افزار بر روی آیکن زیر کلیک کنید.

تبلیغات

آمار مطالب

:: کل مطالب : 84
:: کل نظرات : 91

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 114

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 132
:: باردید دیروز : 184
:: بازدید هفته : 654
:: بازدید ماه : 1,312
:: بازدید سال : 2,427
:: بازدید کلی : 27,321

RSS

قدرت گرفته از
Rozblog.Com

تنها حامی ما
دبیرستان پسرانه سما
(منطقه۵-واحد اراک)

سامانه پیام کوتاه
501345 1333 5000
جهت عضویت عدد ۱ را ارسال نمایید.

تبلیغات
https://telegram.me/CentralSky
کتاب موشی که می‌دانست‎
یکشنبه 22 تير 1393 ساعت 22:27 | نوشته ‌شده به دست یار مهربان

نام کتاب : موشی که می‌دانست‎

نویسنده : پل چوی

زبان کتاب : پارسی

تعداد صفحه : ۲۰

قالب کتاب :PDF

حجم فایل :۳,۱۰۰ کیلوبایت

توضیحات : دومین کتاب از مجموعه‌ی ۳ جلدی قصه‌های موش کوچولو، تحت عنوان «موشی که می‌دانست…» داستانی آموزنده است که به کودکان اهمیت کمک کردن به دوستانشان را گوش‌زد می‌کند. این کتاب، اثری از پل چوی است که در سال ۲۰۱۲م انتشار یافته و اکنون با ترجمه‌ی زینب کریمی (اور) در دسترس دوستداران زبان فارسی‌ قرار دارد. مجموعه‌ی ۳ جلدی «قصه‌های موش کوچولو» به‌تدریج منتشر می‌شود و بنا به خواست مترجم، به‌طور رایگان در اینترنت قابل دریافت خواهد بود.



:: موضوعات مرتبط: کودک و نوجوان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کتاب موشی که کوچک بود
یکشنبه 22 تير 1393 ساعت 22:20 | نوشته ‌شده به دست یار مهربان

نام کتاب : موشی که کوچک بود

نویسنده : پل چوی

زبان کتاب : پارسی

تعداد صفحه : ۱۵

قالب کتاب :PDF

حجم فایل :۲,۳۷۰ کیلوبایت

توضیحات : اولین کتاب از مجموعه‌ی ۳ جلدی قصه‌های موش کوچولو، تحت عنوان «موشی که کوچک بود…» داستانی آموزنده است که به کودکان اهمیت خودباوری و اعتماد به نفس را گوش‌زد می‌کند. این کتاب، اثری از پل چوی است که در سال ۲۰۱۲م انتشار یافته و اکنون با ترجمه‌ی زینب کریمی (اور) در دسترس دوستداران زبان فارسی‌ قرار دارد. مجموعه‌ی ۳ جلدی «قصه‌های موش کوچولو» به‌تدریج منتشر می‌شود و بنا به خواست مترجم، به‌طور رایگان در اینترنت قابل دریافت خواهد بود.



:: موضوعات مرتبط: کودک و نوجوان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کتاب سرگذشت رُز
یکشنبه 03 فروردين 1393 ساعت 5:49 | نوشته ‌شده به دست یار مهربان

نام کتاب :  سرگذشت رز

نویسنده : لوئیزا آلکوت – پی. جی. استال

زبان کتاب :  پارسی

تعداد صفحه :  ۲۴۸

قالب کتاب : PDF

حجم فایل :  ۲,۹۹۰  کیلوبایت

توضیحات : تلاش بر این است تا برگزیده حکایات و داستان هایی که در کشورهای غربی برای جوانان و نوجوانان و مناسب حال آنان نوشته شده و همچنین خلاصه بعضی از آثار ادبی مهم عالم به زبانی ساده و روشن در اختیار خوانندگان آثار کودک و نوجوان قرار گیرد و داستان ها و افسانه های کهن و نو که سرمشق دلیری و پرهیزگاری و عواطف انسانی است ،مورد استفاده دوستداران ادب و فرهنگ ملل جهان واقع گردد. کتاب سرگذشت رز مشتمل بر ۲۴۸ صفحه است. رز دختر ۱۳ساله‏ ای است که در خانواده ی عموی توانگر خود با ناز و نعمت رشد می‌کند. او در خردسالی نخست مادر و سپس پدرش را از دست داده است. عموی او که پزشکی کار آزموده است او را هم مانند هفت پسر خودش با مهربانی بزرگ ‏می‌کند….

 



:: موضوعات مرتبط: اشعار و ادبیات , جهان , داستان , کودک و نوجوان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کتاب بچه های پا برهنه
دوشنبه 07 بهمن 1392 ساعت 18:52 | نوشته ‌شده به دست یار مهربان

نام کتاب :  بچه های پا برهنه

نویسنده : تقی کاغذچی

زبان کتاب :  پارسی

تعداد صفحه :  ۴۵

قالب کتاب : PDF

حجم فایل :  ۱,۸۳۰  کیلوبایت

توضیحات : آب بالا آمده بود و همه جور خرت و پرت و آت و آشغالهای گندیده را در آغوش گل آلودش با خود میبرد. باد سردی شلاق کش میوزید و با تازیانه ای سرما صورت آمدم ها را کبود میکرد. صدای تازیانه باد بود و سوز و سرما. زمین از باران دیشب پر از گل و لای بود و آب باران توی چاله چوله های آن یه زده بود. روی پل تاکسی بار ها پشت هم صف کشیده بودند و راننده هایشان در انتظار بار، توی سرما این پا و آن پا میکردند. میدان صاحب الامر همهمه ای داشت که در باد گم میشد.

 



:: موضوعات مرتبط: داستان , کودک و نوجوان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

تصویر ثابت